کجایی عزیزم ببینی که تنهام کجایی ببینی چه تاریک شبهام
چی شد تو نگاهت کس دیگه ای بود کجایی که بعدت تو غم همدمم بود
نگاهم هنوزم تو حسرت نگاهت بیا تا بریزم اشکامو به راهت
کجایی گل من تو رفتی میدونم دلم تنگه واسه تو نامهربونم
بدون تا ابد تو قلب منی ولی باز چه ساده دلو میشکنی
اونیکه پرهاشو بست و نشست چه ساده پرید و دلم رو شکست
نبودی ببینی چی اومد سر من کجایی ببینی شکسته پر من
پریدی چه ساده تو تنها نذارم میدونی که نای پریدن ندارم
پر من شکسته نکن ناامیدم بدون بعد چشمات خوشی رو ندیدم
چه شبها به یادت نشستم میدونی بسه گریه زاری تو نامهربونی
بدون تا ابد تو قلب منی ولی باز چه ساده دلو میشکنی
اونیکه پرهاشو بست و نشست چه ساده پرید و دلم رو شکست

تو مگه نگفته بودي كه به عشق من اسيري
زنده هستي به اميدي كه يه روز برام بميري
من مگه نگفته بودم كه تو اين دنيا غريبم
جز تو هيچ كسي نمونده تو يكي نده فريبم
تو مگه نگته بودي تو مگه نگفته بودي
حالا ديگه به ساده گي هام ميخندم به هيچ چي و هيچ كس دل نميبندم
تو مگه نگفته بودي سايه سايه پا به پامي
هر جاي دنيا كه باشم من نباشم تو باهامي
من همونم كه چه آسون چشامو به تو فروختم
لحظه لحظه با تو خنديدم و از اشك تو سوختم
كاش فقط براي يك مرتبه هم شد بدوني
نمي مونه دنيا اينجور تو هم اينطور نمي موني

|
+| نوشته شده توسط
فرشاد در پنجشنبه دهم آبان 1386
|